آخرين سفر تابستان 95 به مشهد مقدس
ما اصلاٌ قصد رفتن به مشهد را نداشتيم چون مامانم سرش شلوغ بود و داشت روي پايان نامه اش كار مي كرد ولي روز چهارشنبه 31 شهريور اداره مامانم تعطيل شد و مامان تصميم گرفت كه بريم مشهد البته از وقتي ماشين برليانس رو گرفته بوديم بابا به مامان مي گفت بريم مشهد ولي مامان هيچي مرخصي نداشت.
خلاصه روز سه شنبه روز عيد غدير ساعت 10 صبح راه افتاديم ، ساعت 11 شب رسيديم مشهد جاتون خالي خيلي خوش گذشت تا وسايلامون گذاشتيم خونه تقريباً ساعت 12 بود راه افتاديم به سمت حرم
دم در ايست بازرسي من تمام اسباب بازي هام با خودم اورده بودم خداما از من گرفتن لاكم و...
و منم خودم تكه تكه كردم بابا بغلم كرد ولي فايده اي نداشت من جيفم (كيفم) مي خواستم خلاصه تا خود ضريح گريه كردم بعدم رو پاي مامانم خوابم برد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آخرين سفر تابستان 95 به مشهد مقدس 
