خونه عمه طاهره
پنجشنبه 8 بهمن بابا مي خواست بره انديشه كار داشت ما هم با اون رفتيم خونه عمه طاهره ساعت حدود 4 بعداظهر بود و تا رسيديم 5 شد تا نشستيم تو ماشين زهرا سادات خوابش برد. اونجا هم با عمه طاهره خيلي عياق نشد. مريم هم سركار بود . هي مي رفت تو اتاق بچه ها درشون هي بسته مي شد اون هم هي جيغ مي زد كه در رو نبند باباش كار شو انجام داد اومد ، من و عمه طاهره با هم رفتيم حاجي ارزوني براي امير 2 تا شلوار تو خونه اي خريدم و براي زهرا سادات 3 جفت جوراب 5 تومان باورتون مي شه !!!!!!!!!!!
بعد كه اومديم خونه زهراسادات و امير كلي ذوق كردند. عمه مي خواست ژله درست كنه من هم گفتم مي خواهين ژله رولتي درست كنيم بعد هم با كلي دردسر درست كرديم . آبي و نارنجي
شام هم طاهره سادات خورش باميه و خورش كدو حلوايي درست كرده بود تا ساعت 12.45 اونجا بوديم دخترم دلش نمي خواست بياد. تا رسيديم خونه ساعت 2 شد.


خونه عمه طاهره
